رویای ناتمام
ما مست و پاكِشان
به سوى پردهى آخر روانهايم
من از خيال بوسه و گرماى دست تو
لب مىگزم هنوز
...
در مسلخ تنم
بوى تو مىوزد
اصوات خندهات به گوش
چشمان وحشىات به ياد
مىبينمت دگر؟
به سوى پردهى آخر روانهايم
من از خيال بوسه و گرماى دست تو
لب مىگزم هنوز
...
در مسلخ تنم
بوى تو مىوزد
اصوات خندهات به گوش
چشمان وحشىات به ياد
مىبينمت دگر؟
نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت
16:36 توسط آتنا| |
ما مست و پاكِشان
به سوى پردهى آخر روانهايم
من از خيال بوسه و گرماى دست تو
لب مىگزم هنوز
...
در مسلخ تنم
بوى تو مىوزد
اصوات خندهات به گوش
چشمان وحشىات به ياد
مىبينمت دگر؟
به سوى پردهى آخر روانهايم
من از خيال بوسه و گرماى دست تو
لب مىگزم هنوز
...
در مسلخ تنم
بوى تو مىوزد
اصوات خندهات به گوش
چشمان وحشىات به ياد
مىبينمت دگر؟
نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت
16:35 توسط آتنا| |
میدونی مشکل ِ تو چیه؟
همیشه دیر می رسی...
همیشه عقب میمونی...
نوشداروی بعد از....
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت
17:19 توسط آتنا| |
من وتوایم که در اشتیاق می سوزیم
من و توایم که در انتظار فرداییم
اگر سپبده فردا دمد,دگر آن روز
من وتو نیست میان من وتو ,این ;ماییم.
نوشته شده در چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت
20:29 توسط آتنا| |
لب دریا ,نسیم و آب و آهنگ
شکسته ناله های موج بر سنگ
مگر دریا دلی داند که ما را
چه طوفانهاست در این سینه تنگ
نوشته شده در چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت
19:30 توسط آتنا| |
| Design By : Night Melody |
